عزت الله مولايى نيا همدانى

278

نسخ در قرآن ( فارسى )

بنابراين ، وقتى به حقيقت امر نظر مىكنيم ، مىفهميم كه بدون يارى و نصرت او حتى قادر به تدبير امور خود نيستيم . پس « ياور و ناصر و نصير » ما اوست . و اين همان مقتضاى قدرت مطلقه و سلطنت انحصارى است كه از آيهء شريفهء : أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ « 1 » استفاده مىگردد . مرحوم علامه طباطبائى در فرجام بحث چنين نتيجه‌گيرى مىنمايد : جمله‌هاى أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ « 2 » و أَ لَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ . . . « 3 » به ترتيب پاسخ دو اشكال و شبهه‌اى است كه در موضوع نسخ به نظر مىرسد و از جمله قراينى كه گواهى بر تعدد اشكال مىدهد ، جدايى دو جمله مزبور و عطف به يكديگر بودن آنهاست . علاوه بر اين ، ذيل آيهء دوم يعنى : وَ ما لَكُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصِيرٍ ؛ « 4 » از براى شما غير از خدا هيچ سرپرستى و هيچ ياورى نيست » ، نيز شامل هر دو موضوع است كه هر يك متمم يكى از آن دو جواب به شمار مىرود ؛ زيرا معناى آن در واقع چنين است : اگر از مالكيّت مطلقهء خداوند صرف‌نظر كنيد و تنها توجّهتان به ملكى باشد كه خداوند به شما داده ، باز ولىّ شما اوست ، چرا كه شما استقلالى در تصرّف نداريد . پس چه مانعى دارد كه او هم در شما و هم در آنچه مربوط به شماست ، تصرف كند . و اگر از عدم استقلال خود نيز صرف‌نظر كنيد و فريفته استقلال ظاهر گرديد ، باز مىبينيد اين قدرت و استقلال ظاهرى به تنهايى نمىتواند مقاصد شما را تأمين نمايد و خلاصه از هر راه كه برويد خدا مىتواند در كار شما تصرف كند ، در اين صورت هيچ‌گونه اشكالى در موضوع نسخ باقى نمىماند « 5 » .

--> نسخ مىكند و انسا مىنمايد و بر هر چيزى تواناست . ( ر . ك : علامه سيّد محمد حسين حسينى طهرانى ، همان ) . ( 1 ) بقره ، 107 . ( 2 ) بقره ، 106 . ( 3 ) بقره ، 107 . ( 4 ) بقره ، 107 . ( 5 ) خواه در نسخ شرايع پيشين كه قرآن ناسخ آنهاست و لكن ارباب آن اديان يهود و نصارى